تبليغاتX
سخنان زیبا و عاشقانه - متن كامل نخستين بيانيه حقوق بشر تاريخ جهان

در سال ۱۲۸۵ خورشيدي) ۱۸۷۹ م( به دنبال كاوش هاي گروه انگليسي در شهر باستاني

بابل استوانه اي از گل پخته به دست باستان شناسي كلداني به نام هرمز رسام پيدا شد

اين استوانه را نوشته هايي به خط و زبان بابلي نو فراگرفته بود كه پس از ترجمه مشخص

شد اين استوانه به فرمان كوروش هخامنشي در سال ۵۳۸ ق.م و هنگام تسخير بابل

نوشته شده است .

با ترجمه نوشته هاي اين استوانه موجي از شگفتي در ميان گروه هاي فعال حقوق بشر

پديد آمد و اين نوشته به عنوان اولين بيانيه حقوق بشر تاريخ بشري شهرتي جهاني

يافت.

امروزه اين استوانه در موزه باستاني لندن نگهداري مي شود.

ترجمه فارسي متن نوشته شده روي استوانه چنين است :

... -))۱

۲- ... همه جهان.

۳- ... مرد ناشايستي )بنام نبونيد( به فرمانروايي كشورش رسيده بود.

۴- ... او آيين هاي كهن را از ميان برد و چيزهاي ساختگي به جاي آن گذاشت.

۵- معبدي به تقليد از نيايش گاه ازگيلا براي شهر اور و ديگر شهرها ساخت .

۶- او كار ناشايست قرباني كردن را رواج داد كه پيش از آن نبود ... هر روز كارهايي

ناپسند مي كرد ، خشونت وبد كرداري

۷- او كارهاي ... روزمره را دشوار ساخت او با مقررات نا مناسب در زندگي مر دم دخالت

مي كرد اندوه و غم را در شهرها مي پراكن د. او از پرستش مردوك خداي بزرگ روي

برگرداند.

۸- او مردم را به سختي معاش دچار كرد هر روز به شيوه اي ساكنان شهر را آزار مي داد

او با كارهاي خشن خود مردم را نابود مي كرد ... همه مردم را

۹- از ناله و دادخواهي مردم ، انليل خداي بزرگ)= مردوك( ناراحت شد ... ديگر ايزدان

آن سرزمين را ترك كرده بودند ) منظور آباداني و فراواني و آرامش ( .

۱۰ - مردم از خداي بزرگ مي خواستند تا به وضع همه باشندگان روي زمين كه زندگي و

كاشانه شان رو به ويراني مي رفت توجه كند مردوك خداي بزرگ اراده كرد تا ايزدان به

بابل بازگردند .

۱۱ - ساكنان سرزمين سومر واكد مانند مردگان شده بودند مردوك به سوي آن ها متوجه

شد و بر آنان رحمت آورد

۱۲ - مردوك به دنبال فرمانروايي دادگر در سراسر كشورها به جستجو پرداخت به

جستجوي شاهي خوب كه او را ياري دهد آنگاه او نام كوروش پادشاه انشان را برخواند

از او به نام پادشاه جهان ياد كرد.

۱۳ - او تمام سرزمين گوتي و همه مردمان ماد را به فرم انبرداري كوروش درآورد كوروش

با هر سياه سر (منظور همه انسان ها) دادگرانه رفتار مي كرد

۱۴ - كوروش با راستي وعدالت كشور را اداره مي كرد مردوك خداي بزرگ با شادي از

كردار نيك وانديشه نيك اين پشتيبان مردم خرسند بود .

۱۵ - بنابر اين او كوروش را برانگيخت تا راه بابل را در پيش گيرد در حاليكه خودش

همچون ياوري راستين دوشادوش او گام برمي داشت.

۱۶ - لشكر پرشمار او كه همچون آب رودخانه ها شمارش ناپذير بودند آراسته به انواع

جنگ افزارها در كنار او ره مي سپردند.

۱۷ - مردوك مقدر كرد تا كوروش بدون جنگ و خونريزي به شهر با بل وارد شود او بابل

را از هر بلايي ايمن داشت او نبونيد شاه را به كورش سپرد .

۱۸ - مردم بابل ، سراسر سومر و اكد و همه فرمانروايان محلي فرمان كوروش را

پذيرفتند از پادشاهي او شادمان شدند و باچهره هاي درخشان او را بوسيدند .

۱۹ - مردم سروري او را شادباش گف تند كه به ياري او از چنگال مرگ و غم رهايي يافتند

و به زندگي بازگشتند همه ايزدان او را ستودند و نامش را گرامي داشتند.

۲۰ - منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه

چهار گوشه جهان

۲۱ - پسر کمبوجيه، شاه بزرگ، شاه انشان ، نوه کوروش، شاه بزرگ ،شاه انشا ن.، نبيره

چيش پيش، شاه بزرگ شاه انشان

۲۲ - از دودماني كه هميشه شاه بودند و فرمانروايي اش را بل(خدا) و نبو گرامي مي

دارند و باخر سندي قلبي پادشاهي او را خواهانن د. آنگاه که بدون جنگ و پيکار وارد

بابل شدم.

- همه مردم گام های مرا با شادمانی پذيرفتن د. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت

شهرياری نشست م. مردوک خدای بزرگ دل ها ی پاك مردم بابل را بسو ی من

گردانيد، ...، زيرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

٢٤ - ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل ش د. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم اين شهر و

اين سرزمين وارد آيد.

٢٥ - وضع داخل بابل و جايگاه هاي مقدسش قلب مرا تكان داد ... من براي صلح

كوشيدم نبونيد مردم درمانده بابل را به بردگي كشيده بود كاري كه در خور شان آنان

نبود.

۲۶ - من برده داری را برانداخت م. به بدبختی های آنان پايان بخشيد م.فرمان دادم که

همه م ردم در پرستش خدای خود آزاد باشن د. فرمان دادم که هيچکس مرد م شهر را

نيازارد و به دارايی آنان دست يازی نکند. مردوك از كردار نيك من خشنود شد.

٢٧ - او بر من كوروش، كه ستايشگر او هستم و بر كمبوجيه پسر من و همچنين بر همه

سپاهيان من

٢٨ - بركت ومهرباني اش را ارزان ي داشت ما همگي شادمانه و در ص لح و آشتي مقام

بلندش را ستوديم به فرمان مردوك همه شاهان بر اورنگ پادشاهي نشسته اند.

٢٩ - همه پادشاهان سرزمين هاي جهان از درياي بالا تا درياي پايين ( درياي مديترانه تا

خليج پارس) همه پادشاهان آموري ، همه چادرنشينان

٣٠ - مرا خراج گذاردند و در بابل بر من بوسه زدند از ... آشور تا شوش

٣١ - من شهرهاي آگاده ، اشنوا، زمبان، متورنو، دير، سرزمين گوتيان و همچنين

شهرهاي آن سوي دجله كه ويران شده بود از نو ساختم .

٣٢ - فرمان دادم تمام نيايشگاههايی را که بسته شده بود، بگشاين د. همه خدايان اين

نيايشگاهها را به جاهای خود بازگرداند م. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده

بودند، به جايگاههای خود برگرداندم و خانه های ويران آنان را آباد کردم.

٣٣ - همچنين پيكره خدايا ن سومر واكد را كه نبونيد بدون واهمه از خداي بزرگ به بابل

آورده بود به خشنودي مردوك به شادي و خرمي

۳۴ - به نيايشگاه هاي خودشان بازگرداندم . باشد كه دل ها شاد گردد بشود خداياني كه

آنان را به جايگاه هاي مقدس نخستينشان بازگرداندم

۳۵ - هر روز در پيشگاه خداي بزرگ برايم خواستار زندگاني بلند باشند بشو د كه

سخنان پربركت و نيك خواهانه برايم بيابند بشود كه آنان به خداي من مردوك بگويند

((كوروش شاه)) پادشاهي است كه تو را گرامي مي دارد و پسرش كمبوجيه

۳۶ - بي گمان در روزهاي سازندگي ، همگي مردم بابل پادشاه را گرامي مي داشتند و من

براي همه مردم جامعه اي آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامي مرد م اعطا

كردم.

... -۳۷

۳۸ - ... باروي بزرگ شهر بابل را استوار گردانيدم ...

۳۹ - ... ديوار آجري خندق شهر را

۴۰ - كه هيچيك از شاهان پيشين با بردگان به بيگاري گرفته شده به پايان نرسانيده

بودند

۴۱ - ... به انجام رسانيدم

۴۲ - دروازه هايي بزرگ براي آن ها گذاشتم با درهايي از چوب سدر و روكشي از مفرغ

... -۴۳

... -۴۴

۴۵ - ... براي هميشه ))

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 22:19  توسط امین |